![]() |
![]() |
|
| تابیکران خویشم گامی دگر نماندست.....................آغوش مهر بگشا،ای راز روزگاران |
|
سلام
از همتون عذر می خوام سرم خیلی شلوغه و نمی رسم آپ کنم به بزرگیه خودتون ببخشید.سعی می کنم زودتر برگردم با مطالب خوب. .......... ... کاغذ مچاله ... ... پرده ی پندار می باید درید توبه ی تذویر می باید شکست عزم آن دارم که دستی برزنم چند خواهم بود آخر پای بست... |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و چهارم فروردین 1387ساعت 2:8 بعد از ظهر توسط 64 |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
…در نوازشهای باد
در گل لبخند دهقانان شاد در سرود نرم رود خون گرم زندگی جوشیده بود نوشخند مهر آب آبشار آفتاب در صفای دشت من کوشیده بود شبنم آن دشت از پاکیزگی گوییا خورشید را نوشیده بود… |
| پیوندهای روزانه |
|
وبلاگ مازیار ناظمی سایت رسمی مصطفی مستور مرکز کد آهنگ برای وبلاگتون آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|