![]() |
![]() |
|
| تابیکران خویشم گامی دگر نماندست.....................آغوش مهر بگشا،ای راز روزگاران |
|
سلام خیلی خیلی ممنون از نظراتون اما فک کنم باید حرف الهه خانوم رو گوش کنم! با اجازه دوستان آشنا و ناآشنام می خوام خداحافظی کنم. ناراحت نباشید بهتون سر می زنم اما ازین به بعد به عنوان یک خواننده ی وبلاگ نه یک خواننده و نویسنده! آرزوی موفقیت برای همتون می کنم ایشالا که هر جا هستین خوش و خرم و سلامت زیر سایه ی پدرو مادرتون عمر با برکتی داشته باشید. اگه تو این مدت چیزی از من شنیدین که باعث رنجش هر کدومتون شده به بزرگی خودتون ببخشید و حلال کنید. اگه یه موقع یه مقدار سرکار رفته بودین اونم به حساب شوخی بچگونه بذارید و ازش بگذرید. شاید خیلیاتونو نمی شناختم و ندیدم اما با نوشته هاتون دل منو آروم می کردین و چیزای زیادی بهم یاد دادین. به امید دیدار دوباره به امید روزی دوباره به امید عمری دوباره و شاید وبلاگی دوباره... خدانگهدار ..................................... ... کاغذ مچاله ... ... نطقم کور شد!!!...
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1387ساعت 10:58 قبل از ظهر توسط 64 |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
…در نوازشهای باد
در گل لبخند دهقانان شاد در سرود نرم رود خون گرم زندگی جوشیده بود نوشخند مهر آب آبشار آفتاب در صفای دشت من کوشیده بود شبنم آن دشت از پاکیزگی گوییا خورشید را نوشیده بود… |
| پیوندهای روزانه |
|
وبلاگ مازیار ناظمی سایت رسمی مصطفی مستور مرکز کد آهنگ برای وبلاگتون آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|