تبليغاتX
.::: تابیکران :::.
تابیکران خویشم گامی دگر نماندست.....................آغوش مهر بگشا،ای راز روزگاران

یک ســال دیگر جمعه ها را ورق زدیم،جمعه هـایی که غروبـهایش دلـگـیر می شد و آسمانش رنگ خون می گرفت وقتی می خواست سپیدی روز در سیاهی شب گم شود، یک سال تمام دوره کردیم روزها را و تو نیامدی. نیامدی و ما همچنان منتظریم مثل همه ی آنهایی که چشمشان به جاده ها ماند و تو نیامدی، تمام جمعه ها را ورق زدیم تا شاید بیایی و جهان زیبا شود همان طور که پدر بزرگ می گفت و منتظر بود مثل همه ی پدربزرگهایی که منتظر بودند و هر وقت در غروب های جمعه دلشان می گرفت زیر لب زمزمه می کردند:اللهم کن لولیک الحجه بن الحسن...سجاده مادربزرگ حالا روی طاقچه مانده و خودش سالهاست که نیست تا جمعه خانه را خوشبو کند و آب به کوچه بپاشد تا شاید تو بیایی و رد شوی از حوالی این کوچه هایی که رد قدمهایت را قرنهاست جستجو می کنند،یک سال گذشت و تو نیامدی، خیلیها در این یک سال مرادشان را گرفته اند از تو، اما هنوز منتظرند، منتظرند تا آقایشان بیاید و زمین زیر قدمهایش فخر بفروشد به آسمان.

 

"عید رو به همه تبریک می گم و امیدوارم به همه خوش بگذره"

.........................................................

 

... کاغذ مچاله ...

 

...خوبه که بدونین " وقتی دارید به یک منظره نگاه می کنید، می توانید یک تصویر 576 مگاپیکسلی از آن در مغزتان بسازید."

... و بازم بد نیست بدونین که" در تاریکی حساسیت چشم انسان با افزایش رودوپسین در شبکیه افزایش می یابد. کل این فرآیند حدود نیم ساعت طول می کشد. در این حالت چشم انسان قادر است نور حاصل از 2 فوتون را تشخیص دهد. در عکاسی این معادل یک فیلم ISO800 است. این حساسیت در نور کامل به یک ششصدم تقلیل می یابد"

..................................................................................                                                          

    نقل از روزنامه جام جم مورخ 6/6/86 ضمیمه نسل سوم

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم شهریور 1386ساعت 0:5 قبل از ظهر  توسط 64 | 

پیوست پست پیشین

 

به دلیل درخواستهای مطرح شده، چند تا فحش اضافه کنید به فحش های قبلی.

*تذکر: نوعش مهم نیست، هر جورشو خودتون دوست دارید. فقط مراقب باشید موضوع رو خانوادگی نکنین! در ضمن اسراف هم نکنین!! !

.........................................................

... کاغذ مچاله ...

 

... دچار، یعنی عاشق و خوش به حال ماهی قرمز که دچار آبی دریاست.

                                                                    

                                                  سهراب سپهری

%%*%%*%%*%%*%%*%%*%%*%%*%%*%%*%%*%%*%%*%%*%%*%%*%%

 

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم شهریور 1386ساعت 0:8 قبل از ظهر  توسط 64 | 

 

وقتی توی خیابون راه می رم دلم می خواد بعضی از این آدمای کج و کوله ی نفهم و واقعا بی شعور رو بگیرم یه اُردنگی محکم بزنم پس گردنش که مغزش بیافته کف آسفالت. یه دونه از من بخورن ده تا از زمین.

یکی نیست بهش بگه آخه بی شعور این چه وضع لباس پوشیدنه. بابا ، ننت یادت ندادن مثل انسان لباس بپوشی(چه می دونی شاید بابا، ننش مثل خودشن؟!). آخه اینم شد لباس. سر و تهش رو بریدن. مال بـچـگیـتـه!؟ یا نصفشو گذاشتی خونه بعد از مرگت بپوشی؟ یدفه هیچی نپوش خودتو راحت کن. مرگ بگیری ایشالا! مرده شورتو ببرم! فکر خودت نیستی فکر بقیه باش. باید اون هیکل نحس رو تحمل کنن. حال آدم بهم می خوره(هــُوِع!!!). آخه مگه عقلت از گچه! یه کم فکر کن...

این که چیزی نیست. تازه احساس با کلاسی و با فرهنگی! و متمدنی! می کنه. تف به اون فرهنگ و تمدن که ملـتش این جوری لباس می پوشن...که چی؟ چی رو می خوای ثابت کنی؟ مثلا خیلی بروزی! توُ مُدی. آفرین.آفرین. بابا تو دیگه کی هستی؟!! عقلت رو دادی دست چارتا حیوون که فقط فکر جیبشونن که چطور ملت رو خر کنن و یه پولی به جیب بزنن هی مد پشت مد می سازن. یکی از یکی گندتر...

آخیش، راحت شدم. اگه اینو نمی گفتم و خالی نمی شدم فردا هر کدومشون رو توی خیابون می دیدم یه کتک مفصل نوش جانش می کردم!!!

......................................................................................................

...کاغد مچاله...

 

...آخرین مجموعه شعر (( قیصر امین پور )) با نام (( دستور زبان عشق )) منتشر شد.این کتاب مجموعه ای زیبا ست شامل اشعار سالهای ۸۰ تا ۸۵ این شاعر و متشکل از سه دفتر ;غزلیات، شعر نو و رباعیات است.

..............................

 منبع: جام جم

 

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم شهریور 1386ساعت 11:49 بعد از ظهر  توسط 64 | 

هوای گرم

و حواس پرت

و

صدای پیرمردی با لرزش دست

بلند که"آهای، زنبیلم جا مونده !،

 وایسا، آهای راننده"

ناگهان زمان سنگین- و فضا خمیده -

سوی پیر مرد شد

و پژواک صداها:

" وایسا"

" وایسا".

 

همراهی نه چندان پیرتر

بردار مکانی به مبدا- راننده-

"نه، برو ! "

انتقال مختصات

- مبدا: پیر مرد-

"حواست کجاس توی دستته !"

 

گفت جوانی

- جسمی صلب با شتاب مثبت-

از کناری:

" بیست و هفت ساله

غیرتمون جا مونده!"

 

پایان خط

خالی!

ایستگاه آخر- نقطه ی مرزی-

"همه چیز جا مانده بود"

 

.....................................................

...کاغذ مچاله...

 

...من سرما خوردم!

جام جم هم  چیز خاصی نداشت.

.....................................................

منبع : ؟؟؟........!!

 

 

+ نوشته شده در  شنبه سوم شهریور 1386ساعت 11:43 بعد از ظهر  توسط 64 | 

 

یک جمله، نه بیشتر نه کمتر:

ای کاش که از حال دل من خبرت بود.

........................................................

...کاغذ مچاله...

 

...داستانک های 6 کلمه ای

 

چندی پیش یکی از سایت های خوش ذوق اینترنتی طی فراخوانی از جمعی از بزرگان ادبیات علمی- تخیلی و فانتزی خواست تا داستان ها یا داستانک های 6 کلمه ای علمی – تخیلی و فانتزی بنویسند. فقط 6 کلمه!البته موقع ترجمه این داستانک ها از حد 6 کلمه ای را گاهی زیر پا گذاشته ام که ناشی از محدودیت های زبانی بود. گزیده ای از این داستان ها را در زیر می خوانید.امیدواریم داستان های شما نیز به ما برسد.

دیوید برین:"تعویق انفجار. چندان بزرگ نبود. دوباره."

دیوید برین:"دایناسورها بازگشتند.نفتشان را می خواهند."

دیوید برین:"تصادم در خلا.مدارهای واگرا.خداحافظ عزیزکم."

هری هریسون:"ماشین زمان به آینده رفت!!! کسی آنجا نبود."

مارک لیدلا:"به زمین: بیشتر گریه کنید بچه ها!"

نیل استفنسن:"تیک تاک تیک تاک تیک تیک"

کِن مک لئود:"ما منظومه شدیم، خورشید، نواختر."

بن بوُوا:"برای نجات بشر،او دوباره مرد."

گِرِگ بییر:" ژنهای جدید آشکار می شوند- چشم سوم."

ایلین گان:"کامپیوتر! باتری ها را آوردم؟کامپیوتر؟"

ورنور وینج:"قبر نوشته:انسانهای احمق،از زمین نگریختند؟"

استفن بکستر:"من آینده ی تو هستم،بچه.گریه نکن!"

ارسون اسکات کارد:" گروه خونی نوزاد؟بیشترین انسان."

هووارد والدراپ:"باران بارید،بارید،بارید،هرگز متوفق نشد."

دارن آرونوفسکی و آری هاندل:"حلقه. کمک! ما در زمان گرفتار شدیم."

گرگوری ماگیر:"میان آسمان خراشهای شعله ور،انسان بال در می آورد."

رونالد مور:"زندان؟...راستش دروازه ای به...جهنم."

بروس استرلینگ:"به دردسرش نمی ارزد،انسان بودن."

....

"منبع: جام جم، ویژه نامه سیب، پنجشنبه یکم شهریور"

 

+ نوشته شده در  شنبه سوم شهریور 1386ساعت 0:6 قبل از ظهر  توسط 64 | 
..............................

کاغذ مچاله

...اقتضای جوانی چیست؟

........................................

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم شهریور 1386ساعت 11:40 بعد از ظهر  توسط 64 | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
…در نوازشهای باد
در گل لبخند دهقانان شاد
در سرود نرم رود
خون گرم زندگی جوشیده بود

نوشخند مهر آب
آبشار آفتاب
در صفای دشت من کوشیده بود
شبنم آن دشت از پاکیزگی
گوییا خورشید را نوشیده بود…

پیوندهای روزانه
وبلاگ مازیار ناظمی
سایت رسمی مصطفی مستور
مرکز کد آهنگ برای وبلاگتون
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
هفته دوم اردیبهشت 1387
هفته چهارم فروردین 1387
هفته سوم اسفند 1386
هفته اوّل اسفند 1386
هفته سوم بهمن 1386
هفته سوم آبان 1386
هفته چهارم مهر 1386
هفته چهارم شهریور 1386
هفته سوم شهریور 1386
هفته دوم شهریور 1386
هفته اوّل شهریور 1386
هفته چهارم مرداد 1386
هفته سوم مرداد 1386
هفته چهارم تیر 1386
پیوندها
اوج مستی
راز گندم
آبی بی انتها
می ناب
صریر بی صدا
هیچکس
دل نوشته های من
نبض خیس حضور
lovegrief
دنیای عکس الکترونیک
دفتر سیمی
ایران 1404
بهزاد بهادری
گروه هنر دزنگار
دفتر شعر من
غزال
ایکا یا شاید بهتر باشه بگم "اینجا قم است"
رسپینا
این سه تا یا همون ما سه تا .کدوم سه تا؟
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM